نوشته های خارج از صحن من
من از امروز رفتم اینجا http://chape2.blogspot.com شاملو کمی روی این خبرها دقیق شویم در ماجرای بمب گذاری در مسجد علی ابن ابیطالب زاهدان 25 نفر از اهالی تشیع کشورمان به شهادت رسیدند. بلافاصله بعد از این ماجرا مولوی عبدالحمید امام جمعه اهل تسنن زاهدان مورد حمله قرار گرفت. ساعاتی بعد خبری در زاهدان منتشر شد که شیعیان، امام جمعه اهل تسنن را کشته اند. برنامه این بود: انفجاری در مسجد اهالی تشیع رخ دهد، امام جمعه اهل تسنن زاهدان مورد حمله قرار گرفته و این حادثه به شیعیان زاهدان نسبت داده شود. این می توانست بهترین سناریو برای به جان هم انداختن شیعه و سنی در سیستان و بلوچستان باشد. شنبه شب (9 خرداد)، هواپیمایی که از اهواز عازم تهران بود در فاصله 70 مایلی اهواز به فرودگاه بازگشت. علت؛ مشاهده شی ناشناسی در داخل هواپیما با نشانه های بمب بود. تیم حفاظت هواپیمایی کشور تا روز دوشنبه جزئیاتی از این بسته مشکوک منتشر نکردند. ساعت 30/20 همان شب (9 خرداد)، نمایش شعله در زمهریر در تئاتر شهر اجرا می شد. شخصی با خونسردی تمام با مسئولان تئاتر شهر تماس گرفته و اعلام می کند بمب ساعتی قدرتمندی در جایی از ساختمان کار گذاشته شده است که ساعت 9 امشب منفجر می شود. یعنی نیم ساعت دیگر . با پلیس 110 تماس گرفته می شود. تماشاچیان، کارمندان و همه از ساختمان خارج می شوند. گروه چک خنثی وارد ساختمان می شوند اما گویا ماجرا در حد یک تهدید بوده است. چیزی منفجر نمی شود.
سلام به همه دوستان
نوشته شده در دوشنبه 22 تیر1388ساعت
7:47 بعد از ظهر توسط مجید مهرابی دلجو| |
هراس من – باری – همه از مردن در سرزمينی است که مزد گورکن از آزادی آدمی افزون تر باشد.
نوشته شده در شنبه 23 خرداد1388ساعت
12:11 بعد از ظهر توسط مجید مهرابی دلجو| |
نوشته شده در دوشنبه 11 خرداد1388ساعت
8:14 بعد از ظهر توسط مجید مهرابی دلجو| |

